آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نامه تونل رسالت به خواهرش !

تونل توحیدخواهرم ! از قالیباف به دل نگیر وسواس دارد

محمود فرجامی در ستون طنزش در روزنامه تهران امروز نوشت:

خواهرجان عزیزم؛ تونل توحید خانم

از اینكه به سلامتی بختت باز شده و تا چند روز دیگر به بهره‌برداری می‌رسی خیلی خوشحالم. مباركا باشد. ببخش از اینكه نتوانستم زودتر از این تبریك بگویم. خیلی شلوغ است و لابد خودت تا به حال فهمیده‌ای كه تونل شدن آن هم در شهری مثل تهران چه مصائبی دارد. عوضش حالا هم تبریك می‌گویم، هم برایت آرزوی خوشبختی می‌كنم و هم در عالم خواهری و بزرگ‌تری چند تا نصیحتت می‌كنم كه به كارت بیاید.

اول اینكه خواهركم از این قالیباف زیاد به دل نگیر. می‌دانم هر روز و شب بهت سر می‌زند و حوصله‌ات را سر برده ولی بدان كه همه‌اش از وسواسش است.


دوست دارد هر كاری را به بهترین وجهش بكند. با من هم همین‌طور بود و تا خودش شخصا نمی‌آمد كار را ببیند خوابش نمی‌برد. هی می‌آمد به این جای رمپم دست می‌كشید و می‌گفت: «چطوری یره... ماشاالله عجب تونلی دری مری بری خودت!» و هی دستور می‌داد كه پیمانكارها تاخیر نكنند.

تازه من كه زیر نگاه برج میلاد هم بودم و داشتم از خجالت آب می‌شدم اما در عوض وقتی افتتاحم كرد دیگر به هم سر نزد و همچین رفت روی بقیه پروژه‌ها كار كند و مشغول آنها شد كه الان مگر فقط مسیرش بیفتد كه سری به من بزند. تو هم مطمئن باش كه وقتی افتتاحت كرد و شمارنده‌ات را برداشت و برد، آن‌چنان سرش به پروژه بعدی گرم خواهد شد كه فقط به طور گذری سروكارتان به هم خواهد افتاد. این‌طوری است دیگر...

دیگر آنكه زیاد خیال برت ندارد كه قرار است چون خیلی بی‌نظیری پس همه بیایند تعریف و تمجیدت را بكنند. خدا به سر شاهد است اینها را از سر حسادت‌های خواهرانه نمی‌گویم.

تو خواهر كوچك‌تر و افتخار منی؛ بزرگ‌ترین تونل شهرهای این مملكتی و با این همه از همه ما كوچك‌تر؛ چرا به تو حسادت كنم؟ منتها نمی‌خواهم آن‌طوری كه توی ذوق من خورد توی ذوق تو بخورد. هیچ چیزی بدتر از توی ذوق خوردن نیست.

خواهی دید كه از همان فردای افتتاحت یك عده‌ای دم به دقیقه ازت ایراد خواهند گرفت. چرا رمپش كج است، چرا سقفش كوتاه است، چرا هواكشش سوراخ است.... همه این ایرادها را از من هم گرفتند و من از همه جا بی‌خبر هم هر روز اشكم درمی‌آمد تا اینكه بالاخره سینما آزادی یه روز برایم پیغام داد كه دعوا سر چیز دیگری‌ست.

البته او هم اول در جریان نبوده و هر روز از اینكه چند روز دیركرد افتتاحش را توی سرش می‌زنند اما به اینكه ده سال آزگار یك گوشه‌ای سوخته و نیمه‌جان افتاده بوده و قالیباف سروسامانش داده، كاری ندارند حرص می‌خورده تا اینكه بعدا شستش خبردار می‌شود داستان سر چیز دیگری‌ست. ولی به هر حال هیچ به دل نگیر خواهركم كه اینها اصل دعوای‌شان با همان قالیباف است منتها دق دلی‌شان را می‌آیند سر من و تو، برج میلاد و سینما آزادی خالی می‌كنند. ما باید بسوزیم و به پای این مرد بسازیم.
قربانت

خواهر به سن بزرگ‌ترت، تونل رسالت

آخرین پست ها

جستجو